خانه | صفحه اول ژوژمان گالری هنرمندان ژوژمان هنرمندان ژوژمان دیوار نوشته های ژوژمان وبلاگ هنرمندان ژوژمان کتابخانه مجازی ژوژمان فتوشاپ آنلاین ژوژمان فتوشاپ آنلاین ژوژمان فتوشاپ آنلاین ژوژمان
 
ژوژمان چیست؟ ژوژمان چیست؟ | قوانین سایت قوانین سایت | نمرات شما در ژوژمان نمرات شما در ژوژمان
بنر
تازه ترین نقدها تازه ترین نقدها | بیشترین بازدیدها بیشترین بازدیدها | بیشترین امتیازها بیشترین امتیازها | جدیدترین آثار ارسالی جدیدترین آثار ارسالی | انجمن هنرمندان ژوژمان انجمن هنرمندان ژوژمان

My Blog

No desc available

فراخوان اولین جشنواره تصویر استاندارد

ارسال شده توسط: admin

برچسب های این مطلب: Untagged 

 


برگزار کنندگان:
اداره کل روابط عمومی و امور بین الملل سازمان استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران با همکاری معاونت پشتیبانی و توسعه نیروی انسانی

رییس کمیته اجرایی: حسین آزارشی
رئیس شورای دبیران: علی اصغر کشانی
دبیر بخش پوستر: شهاب اشتری
دبیر بخش عکس: سید رضا عزیزی
 دبیر بخش فیلم: امیرحسین تاج بخش

موضوع جشنواره:
استاندارد جامعه (زندگی فردی و اجتماعی)
استاندارد فرهنگ و آموزش
استاندارد بهداشت و سلامت
استاندارد اقتصاد و صنعت
استاندارد انرژی
استاندارد محیط زیست
استانداردها جهان را برای همه دست یافتنی می سازند:  با توجه به شعار سازمان ایزو در سال ۲۰۱۰ با عنوان «استانداردها جهان را برای همه دست یافتنی می سازند» و نگرش ویژه این سازمان به «نابینایان» در پیام امسال ایزو، این بخش به شکلی ویژه برای تولید و ارائه آثار در نظر گرفته شده است.

بخش پوستر:
هر شرکت کننده می تواند حداکثر ۳ اثر برای شرکت در جشنواره ارسال کند.
برچسب مشخصات اثر، پشت پرینت A۴ اثر، بالا، سمت راست چسبانده شود.
تمامی آثار ارسالی می بایست در سایز ۱۰۰ در ۷۰ سانتی متر طراحی شده باشند و آثاری که کوچک‌تر و یا بزرگ‌تر از این اندازه باشند پذیرفته نخواهد شد.
چاپ آثار به عهده برگزار کننده خواهد بود.
ارسال فایل آثار برای چاپ با مشخصات Tiff / CMYK / ۲۰۰ dpi به همراه پرینت A۴ اثر الزامی است.
پوسترها با نام خانوادگی به حروف انگلیسی کد گذاری شود.  مثال: ۰۱-Seyfi.tif

هیات انتخاب و داوری بخش پوستر:

ابراهیم حقیقی
پریسا تشکری
پدرام حربی      
 
بخش عکس:
هر عکاس می‌تواند حداکثر ۵عکس در هر گرایش ارسال کند.
عکس های دیجیتال باید مطابق با بالاترین خروجی دوربین و عکس های آنالوگ باید اسکن شده در اندازه ۴۰ در ۳۰ با وضوح ۳۰۰ dpi همگی در قالب یک cd تحویل دبیرخانه مسابقه شود.
عکس ها با نام خانوادگی به حروف انگلیسی کد گذاری شود.  مثال: ۰۱-Seyfi.tif
به هر تک عکس راه یافته به مسابقه مبلغ ۵۰۰۰۰۰ ریال پرداخت خواهد شد.

هیات انتخاب و داوری بخش عکس:

عباس کوثری
ابراهیم صافی
ساعد نیک ذات

بخش فیلم
بخش فیلم داستانی، پویانمایی و مستند:
- هر شرکت‌کننده می‌تواند حداکثر ۳ اثر ارائه کند.
ـ تمامی آثار ارسالی می بایست به صورت DVD ارائه شوند. درصورت راهیابی به جشنواره اصل نسخه دریافت خواهد شد.
بخش جنبی:
به مناسبت هشتادمین سال تصویب «قانون اوزان و مقیاسها» که مبنایی شد برای  شکل گیری سازمان استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران، هر شرکت‌کننده می‌تواند حداکثر ۳ اثر ۸۰ ثانیه ای بر اساس موضوعات عنوان شده جشنواره ارائه کند.
به همراه فیلم ارسالی دو قطعه عکس صحنه و دو قطعه عکس پشت صحنه ارسال شود.

هیات انتخاب و داوری بخش فیلم:

 فرهاد ورهرام
مهوش شیخ الاسلامی
هادی آفریده


جوایز

بخش پوستر/عکس:
نفر اول دیپلم افتخار+ تندیس جشنواره + ۷ سکه بهار آزادی
نفر دوم دیپلم افتخار+ تندیس جشنواره + ۵ سکه بهار آزادی
نفر سوم دیپلم افتخار+ تندیس جشنواره + ۳ سکه بهار آزادی

بخش فیلم:
بهترين فيلم: تنديس جشنواره + دیپلم افتخار+ ۷ سکه.
بهترين کارگردان: تنديس جشنواره + دیپلم افتخار+ ۷ سکه.
بهترين ایده فیلم کوتاه، بلند داستانی، پویانمایی و مستند: تنديس جشنواره + دیپلم افتخار+ ۵ سکه.
جایزه ویژه هیأت داوران (بهترین فیلم منطبق با موضوع جشنواره): تنديس جشنواره + دیپلم افتخار+ ۷ سکه + كمك هزينه و حمایت از ساخت فیلم برای دوره بعد جشنواره

بخش کاریکاتور
در این بخش با نظر برگزار کنندگان جشنواره از ۳۰ هنرمند کاریکاتوریست دعوت خواهد شد.

گاهشمار بخش پوستر/عکس:
آخرین مهلت ارسال آثار: ۱۰ مهر ماه ۱۳۸۹
انتخاب و داوری آثار: ۱۴ مهر ماه ۱۳۸۹
اعلام اسامی راه یافتگان: ۲۱ مهر ماه ۱۳۸۹
افتتاح نمایشگاه و اهدای جوایز: ۲۴ مهر ماه ۱۳۸۹
ارسال کاتالوگ به راه یافتگان: از۱۵ آبان ماه ۱۳۸۹

گاهشمار بخش فیلم:
آخرین مهلت ارسال آثار: اول مهر ماه ۱۳۸۹
انتخاب آثار: ۱۵ مهر ماه ۱۳۸۹
اعلام اسامی راه یافتگان: ۱۶ مهر ماه ۱۳۸۹
داوری آثار: ۱۶ مهرماه ۱۳۸۹

سایر شرایط:
۱- شرکت تمامی هنرمندان در این جشنواره آزاد است.
۲- پرینت آثار در بخش پوستر نباید قاب یا پاسپارتو شده باشد.
۳- ارسال اثر توسط هنرمندان به منزله‌ی قبول مالکیت اثر و اصالت آن تلقی می‌شود و هیچ‌گونه مسوولیتی به عهده‌ی دبیرخانه نخواهد بود.
۴- هزینه‌ی ارسال آثار به عهده‌ی شرکت‌کننده است.
۵- تکمیل فرم شرکت در نمایشگاه و امضای آن الزامیست و ارسال اثر  به منزله‌ی پذیرفتن تمام قوانین و مقررات جشنواره است. (فرم شرکت را  می توا نید از وب سایت جشنواره دریافت نمایید)
۶- نام هنرمندانی که آثارشان توسط هیات انتخاب گزینش شده است در وب سایت جشنواره درج می‌شود.
۷- آثاری که فرم و برچسب‌های شرکت در نمایشگاه آن مخدوش و یا ناقص باشد، پذیرفته نمی‌شوند.
۸- به کلیه شرکت کنندگانی که آثارشان به نمایشگاه راه یابد گواهی شرکت و یک جلد کاتالوگ جشنواره اختصاص خواهد یافت.
۹- دبیرخانه ضمن به کار بردن نهایت کوشش خود برای حفظ آثار، هیچ‌گونه مسئولیتی در قبال آسیب‌های ناشی از ارسال نامطلوب یا مشکلات پستی نمی‌پذیرد.
۱۰- نوشتن نام و نام خانوادگی شرکت‌کننده بر روی CD یا  DVD ارسالی الزامی است.
۱۱- به آثاری که پس از مهلت مقرر به دبیرخانه‌ی جشنواره تحویل شود، ترتیب اثر داده نخواهد شد.
۱۲- اطلاعات مندرج در فرم و برچسب‌ها به منزله‌ی مشخصات اثر در کاتالوگ نمایشگاه درج خواهد شد. لطفا در نوشتن آن، نهایت دقت را به عمل آورید.
۱۳- اعضای هیات داوران و افراد مرتبط با جشنواره مجاز به شرکت در جشنواره نخواهند بود.
۱۴- آثار ارسالی عودت داده نخواهد شد.
۱۵- برگزار کننده حق استفاده از آثار پذیرفته شده را برای چاپ در کتاب، بروشور و یا انتشارات مربوط به جشنواره با ذکر نام هنرمند برای خود محفوظ می دارد.
۱۶- آثار برگزیده بصورت نمایشگاهی در معرض دید علاقه مندان قرار خواهد گرفت.

کاتالوگ جشنواره:
کاتالوگ ۲ زبانه ای از آثار راه یافته به جشنواره منتشر خواهد شد

نحوه‌ی ارسال اثر برای دبیرخانه:
نشانی ارسال پستی: تهران، صندوق پستی ۶۱۳۹-۱۴۱۵۵ دبیرخانه جشنواره تصویر استاندارد.
مراجعه حضوری: تهران ، ضلع جنوب غربی میدان ونک شماره ۱۲۹۴ سازمان استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران، طبقه اول، دبیرخانه اولین جشنواره تصویر استاندارد.

اطلاعات تماس:
تلفن دبیرخانه:  ۸۸۸۸۹۸۰۵ و۸۸۸۸۹۸۰۱
www.tasvirestandard.ir


 


طراح، گرافیست کیست؟

ارسال شده توسط: admin

برچسب های این مطلب: Untagged 

 


    طراح گرافیست کیست؟
 
برای پاسخ به این سئوال شاید بهتر است کمی به عقب برگردیم. سال ها پیش (نه خیلی دور، مثلاً همین ۱۵-۱۰ سال پیش) طراح گرافیست هنرمندی بود که برای انجام بصری سفارشی مشخص، ابتدا سعی می کرد شناخت مناسبی از موضوع سفارش به دست بیاورد، سپس بسته به توانایی های ذهنی خود و یا با مشورت همکاران دیگری که احتمال داشت وجود داشته باشند، به ایده ای در مورد سفارش دست پیدا کند، آنگاه با یافتن و ترکیب تصاویری مناسب آن ایده را تبدیل به یک فضای بصری درخور تبدیل کند و نهایتاً کار را با یک لی اوت حساب شده به پایان برساند.

در تمام این مراحل هنرمند طراح اتودها و پیش طرح های متفاوتی را می ساخت و در مرحله انجام، بسته به توانایی های اجرایی خود آن پیش طرح ها را می پروراند. تمام این فعالیت ها مجموعه ای از تخصص را نیاز داشت که برای کسب کردن آن به زمان و ممارست در آموختن احتیاج بود. هر کس به صرف اینکه می توانست مجری خوبی برای ساختن آن ایده باشد گرافیست به حساب نمی آمد.
طراحی گرافیک مجموعه ای از همه این توانایی ها بود و امضای طراح گرافیک مشخصه آنکه صاحب اثر واجد این همه توانایی ها است. در آن دوره ابزارهای اجرا برحسب توانایی ها، نیازها و حتی دلبستگی های طراح انتخاب و یا بعضاً ساخته می شد.


طراحان گرافیک برای انجام ایده های متفاوت تر روش های جدیدتری را به کار می بردند و در نهایت اتفاقی که می افتاد سبک هایی گوناگون و وابسته به طراح بود که پیش چشمان قرار می گرفت، به گونه ای که بسیاری کارها بدون امضای طراح هم نام طراح را در خود داشت. این مشخصه اما با ورود ابزاری نو که می توانست تمام فضای یک آتلیه طراحی را با تمام ابزارهای آن در خود جای دهد به یک باره دگرگون شد.

 

کامپیوتر تبدیل به جعبه جادویی شد که فقط با یک ورد می توانستی هرچه را بخواهی از درون آن بیرون بکشی. دیگر توانایی زدن هاشور با راپید ۲/۰ یا خلق فضاهای کنتراست با رنگ های گرم و سرد، تهیه آرت ور ک هایی که طراحی را تا آخرین مراحل لیتوگرافی ادامه دار می ساخت، اتودهای متنوع، عکاسی هایی که همه در جهت متصور ساختن ایده های بدیع بود، نشانه توانایی های طراح نبود. به یک باره همین کافی شد که بانک گسترده ای از تصاویر را به کمک اپراتوری یک نرم افزار تبدیل به تصویر خوش آب و رنگی کنی، مقداری هم چاشنی فیلتر را به آن اضافه کنی تا کار به پایان برسد.


کار تا آنجا پیش رفت که برای گرافیست بودن تنها کافی بود که یکی دو نرم افزار اجرایی را بشناسی، ۵-۴ CD تصویری داشته باشی و دیگر تمام.
شما از این لحظه یک گرافیست تمام و کمال بودید. همین که تصویری را با استفاده از چند فیلتر تغییر دادید یعنی به تمام رموز این حرفه آگاهید. برای خلاقیت در کار هم همین کافی است که از کتاب طنز تا «حاشیه ای بر عروه الوثقی»، تمامی کلمات را چنان در هم بریزید که هیچ مخلوقی در هیچ کجای عالم خاکی قدرت خواندن آن را نداشته باشد.حاصل اما ایجاد خط تولید آثاری است که تنها تفاوتشان با هم در شکل امضای پای کارها است و نه در هویت آثار.


گویی همه آنها تراوشات خواب های پریشان یک نفر است که هر بار پس از بیداری نام و امضای تازه ای می یابد. عکس هایی که از هر کاری به کار دیگر تکرار می شوند، فیلترهایی که فقط شدت استفاده شان کم و زیاد می شود تا آنجا که بهترین طراح کسی می شود که آرشیو عکس بهتری داشته باشد. دیگر از عکاسی خاص برای کار خاص خبری نیست، دیگر لازم نیست برای پوستر از توانایی یک تصویر ساز یاری گرفت. دیگر لزومی ندارد ایده طراحی عنوان را به یک خوشنویس سفارش داد و آنقدر روی آن کار کرد که نتیجه ای بدیع و ویژه حاصل شود.



راستی چند سال است که دیگر کار مشترکی مانند کارهای مشترک ممیز، احصایی را شاهد نبوده ایم؟ آیا همه گرافیست های ما توانایی حیرت آور استاد احصایی را در خوشنویسی کسب کرده اند و یا اینکه خوشنویسان در نوآوری و جسارت هر کدام ممیز زمان خودند؟

آیا دیگر هیچ پوستری نیست که تصویر سازی لازم داشته باشد؟ آیا هیچ فیلمی نیست که چون فیلم «غزل» احتیاج به نام نوشته داشته باشد؟



امروز کدام گرافیستی است که برای ساخت ایده ای منحصر به فرد به کمک دیگران احساس نیاز کند؟ آیا همه آنچه لازم است در این جعبه جادو وجود دارد؟ آیا کافی است که وردی را به نام نامی بیل گیتس خواند و همه درها را گشود؟ این کدام «علی بابایی» است که در تمام غارها را به یک نام می گشاید؟



اینکه همه گرافیک مان خلاصه شود در اپراتوری نرم افزارهای اجرایی، اگر برای کسانی که برایشان همین لقمه نانی که می رسد کافی باشد، آیا برای آنانی که خود را پیش قراولان طراحی گرافیک ایران می دانند هم کافی است؟

آیا جسارت در نوآوری، خلاقیت در اجرا و ایده پردازی های بدیع به همین منحصر است که کرسی های حروف را چنان به هم بریزیم که احدالناسی قدرت خواندن آن را نداشته باشد؟
برای آنانی که از نمد گرافیک برایشان همین بس که کلاهی نصیب ببرند ایرادی نیست که آنان به دنبال رزق و روزی اند و خطا هم نیست. اما آیا باید همه گرافیک مان خلاصه شود در همین و جسارت هایمان برای شکستن عادت های هر روزه محدود شود به شکستن خط کرسی؟
آیا دیگر برای هیچ پوستری، برای هیچ طرح جلدی و برای هیچ آگهی ای نیاز به تصویر سازی نداریم؟ آیا دیگر هیچ وقت لازم نیست که از خوشنویس مجربی بخواهیم کلمه ای را برایمان بنویسد تا ما ایده هامان را به کمک آن تبدیل به نام نوشته ای ماندگار بکنیم؟



آیا همه دنیای گرافیک ما در همین جعبه جادو جا شده و دیگر هیچ چیز دیگری و هیچ راه دیگری نمانده است؟

داوران بخش‌های پوستر جشنواره‌ بین المللی تئاتر دانشگاهی

ارسال شده توسط: admin

برچسب های این مطلب: Untagged 

داوران بخش‌های پوستر، ماكت صحنه و عكس سیزدهمین جشنواره‌ بین المللی تئاتر دانشگاهی معرفی شدند.

براساس خبر ارسالی خبرگزاری دانشجویان ایران، ابراهیم حقیقی به عنوان داور بخش پوستر، خسرو خورشیدی به عنوان داور بخش ماكت صحنه و بابک بروزیه به عنوان داور بخش عكس، آثار ارسال‌شده این بخش به دبیرخانه جشنواره‌ بین‌المللی تئاتر دانشگاهی ایران را مورد ارزیابی قرار می‌دهند.
همچنین نمایشگاه آثار منتخب این بخش هم از 8 تا 18 اردیبهشت‌ در تالار مولوی و باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران برپا خواهد شد.
یادآور می‌شود سیزدهمین جشنواره‌ بین‌المللی تئاتر دانشگاهی ایران از 10 تا 18 اردیبهشت‌ برگزار می‌گردد.

آلبرشت دورر

ارسال شده توسط: admin

برچسب های این مطلب: Untagged 

امروز ششم آوریل، برابر است با چهارصد و هشتاد و دومین سالمرگ آلبرشت دورر، طراح آلمانی است. دورر در زمینه باسمه‌سازی (برای چاپ) ملاک و مبنایی بنیان گذارد که در آن زمان در سراسر اروپا موجب دگرگونی شد.

درباره این هنرمند در ویکی پدیا چنین آمده است:
آلبرشت دورر متولد ۲۱ مه ۱۴۷۱ (Albrecht Dürer ) نقاش، حکاک و ریاضی‌دان آلمانی دوره رنسانس است. بزرگ‌ترین گراور‌ساز عصر خویش بود و با حکاکی روی چوب و فلزات آثار بی‌همتایی آفرید که در سراسر مغرب ‌زمین دست به دست چرخید و نفوذ دامنه‌دار خود برروی هنر سده شانزدهم اروپا را تثبیت کرد. ... آوازه دورر در سراسر اروپا پیچیده بود و بسیاری از هنرمندان آن دوره با او مکاتبه و دوستی داشتند. رافائل افتخار می‌کرد که با دورر مبادله نقاشی کرده ‌است. در این زمان دورر به امپراتور ماکسیمیلیان نزدیک بود و بسیاری از کارهای خود را برای او و با حمایت مالی او انجام داد. با مرگ ماکسیمیلیان در ۱۵۱۹ دورر در پی حامی دیگری رفت. با همسرش و یک خدمتکارشان عازم هلند شد و در گذشتن از شهرهای سر راه آثاری نیز ایجاد کرد. هدف او حضور در مراسم تاجگذاری امپراتور جدید یعنی شارل پنجم بود. ... در ۱۵۲۱ از این سفر طولانی به نورنبرگ بازگشت. در این سفر به بیماری نامعلومی دچار شد که تا آخر زندگی با او بود. دورر قسمت عمده‌ای از سال‌های پایانی عمرش را وقف پژوهش در زمینه اصول نظری هنر ساخت و براساس بررسی کاملی از عقاید پیرو دلا فرانچسکا رساله‌ای در زمینه ژرفانمایی و هندسه نگاشت. دورر در ۱۵۲۸ در ۵۶ سالگی در نورنبرگ درگذشت.

فتح اله مرزبان استعفا داد

ارسال شده توسط: admin

برچسب های این مطلب: Untagged 

فتح اله مرزبان از منتخبین دوره جدید هیات مدیره انجمن صنفی طراحان گرافیک ؛استعفا داد.
وی که در آذرماه ماه سال جاری با ۱۵۳ رای به عضویت انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران درآمده بود در دی ماه استعفای خود را تقدیم هیات مدیره انجمن کرد که این استعفا در ماه جاری پذیرفته شد.
لازم به ذکر است که در انتخابات انجمن صنفی فرشید مثقالی با ۲۲۳ رای، ساعد مشکی با ۱۹۰ رای، تهمتن امینیان با   ۱۷۲رای، فتح اله مرزبان با ۱۵۳ رای و بهرام کلهر نیا با  ۱۳۴رای به عنوان اعضای جدید هیات مدیره و فرشاد رستمی با ۱۱۵ رای  و محمد میر اعلایی با ۳۶ رای به عنوان عضو علی البدل و همچنین بهروز متین صفت با ۱۵۷ رای و  فیروز شافعی نیز با ۴۴ رای به عنوان بازرسان انجمن انتخاب شدند.


فراخوان چهارمین نمایشگاه بین المللی پوستر یاکو

ارسال شده توسط: admin

برچسب های این مطلب: Untagged 

 


چهارمین نمایشگاه پوستر، نتیجه تلاش های مرکز هنر و طراحی گرافیک دانشگاه سن ایگناسیو است که در راستای تحقق هدف ایجاد یک فضای مشترک برای دانشجویان این دانشگاه و طراحان سراسر جهان برای پرداختن به دغدغه های مشترک انسانی برپا خواهد شد. این نمایشگاه قصد دارد تا سطح آگاهی عمومی را درباره مشکلی "آب" که جهان امروز ما با آن دست و پنجه نرم می کند افزایش دهد. امروزه با نگاهی گذرا به آمار ها می توان به عمق بحران آب در جهان به خوبی پی بردو مسأله ای که تا چند سال پیش تنها به یک پیشگویی بدبینانه می نمود، اکنون به یک معضل جدی بدل شده است.
آب که اکنون به یک منبع کمیاب در زمین بدل شده است، در سه حالت در طبیعت یافت می شود: جامد، مایع و گاز. در پی گرمایش بیش از حد زمین که توسط فعالیت های انسان رخ داده است، امروز شاهد هرچه کمتر شدن و از بین رفتن منابع بزرگ آب در زمین هســتیم. فعالیت هایی که در برخی نقاط زمین به طور مسقیم باعث باران های اسـیدی، طوفان و گردباد، طغیان های ویرانگر رودخانه ها و فجایعی از این دست می گردند. راهکار در دستان ما است؛ ما که به عنوان انسان های اندیشمند و منطقی می توانیم روند رو به ویرانی کنونی را تغییر داده و جهان را به شکوفایی رهنمون شویم. برای نیل به این مقصود، باید بی درنگ اقدام کرد تا این جزء حیاتی زمین را از نابودی نجات داد. به گفته زیست شناسان، تا سال ۲۰۲۵ حدود ۲۰۰۰ میلیون انسان مطلقا به آن دسترسی نخواهند داشت.  
اگرچه این پیش بینی به نظر دور از ذهن می رسد، اما اثرات استفاده بی رویه از منابع طبیعی را می توان هم اکنون نیز در جای جای جهان مشاهده کرد. نمونه بارز این تغییرات را برنئو(۴)، یکی از چهار جزیره بزرگ جهان است. تنوع زیستی بسیار وسیع این جزیره به علت بهره کشی بی رویه از منابع جزیره در حال از میان رفتن است. چرخه طبیعی حیات امروزه خود را دستخوش تغییرات بیرونی اعمال شده توسط انسان می یابد. نمونه بارز دیگر ایالات متحده است. ایالت های جنوب شرقی این کشور که از رودخانه کلورادو به عنوان منبع آب آشامیدنی خود بهره می برند، باعث شده اند تا این رودخانه پیش از رسیدن به اقیانوس تقریبا خشک شود. در افریقا خشک سالی هر ساله رو به افزایش باعث می شود تا مردم برای برآورده کردن نیازهای اولیه خود به شهرهای بزرگ روی آورند. از سویی دیگر، تمامی شهرهایی که به نحوی در مجاورت آب هستند همواره به علت آب شدن لایه های یخ کره زمین در معرض خطر سیلاب قرار دارند. تقریبا ۴۰% مردم دنیا به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم تحت تأثیر این رویداد قرار خواهند گرفت.
هم اکنون ۲۰% مردم جهان مصرف کننده ۸۰% منابع آب زمین هستند و بیش از ۵۰۰۰ نفر سالانه در اثر نوشیدن آب آلوده جان خود را از دست می دهند. آلودگی هایی که عموما از صنایع مرتبط با معادن به آب راه می یابند. میزان آب به کار رفته در این نوع صنایع به شدت بالا بوده و کوچکترین توجهی به قابلیت بازیابی آب استفاده شده نمی شود. نمونه دیگر آلودگی آب به کشور های حوزه خلیج فارس باز می گردد که برای آب آشامیدنی خود از منابع آبی خلیج فارس استفاده می کنند. رفت و آمد دایمی نفت کش ها در این ناحیه آلودگی های بی شماری را وارد آب آشامیدنی این کشورهای می کند.
هر آنچه در بالا آمد، در تحقیقاتی گسترده دنبال می شود. سازمان ها و نهاد های بسیاری با دغدغه سرنوشت محیط زیست بشر دست و پنجه نرم کرده و فعالیت های خود را در این حوزه سازماندهی می کنند. مرکز هنر و طراحی گرافیک دانشگاه سن ایگناسیو به سوی تربیت طراحان گرافیکی حرکت می کند که برای جهان پیش رو فعالیت و چاره اندیشی می کنند. این مجموعه در  مسیر یافتن راه کارها، گام برداشتن به سوی آنها و بازنمایی واقعیت هایی گام بر می دارد که بسیاری ترجیح می دهند نادیده بنگارند. نسبت آن دسته از انسان هایی که در برابر محیط خود احساس مسئولیت می کنند اندک است، اما ما امروز در موقعیتی قرار داریم که می توانیم این نسبت را تغییر دهیم.
قوانین و مقررات
از تمامی طراحان و هنرمندان در سراسر جهان دعوت می شود تا در این نمایشگاه شرکت کنند.
۱. محدودیتی در تعداد پوستر های فرستاده شده وجود ندارد. هر طراحی می تواند یک یا چند پوستر و همچنین مجموعه پوستر برای شرکت در نمایشگاه ارسال کند.
۲. شرکت کنندگان موظفند موضوع "آب" را  محور پوستر خود قرار دهند. موضوعات مربوط می تواند سرفصل هایی را از قبیل "کمبود"، "آلودگی"، "پسماند" و .. در بر بگیرد. اما همواره باید در نظر داشت که آگاهی مخاطب را نسبت به آنچه بشر در قبال آب انجام می دهد ارتقاء دهد.
۳. تمامی پوستر ها باید در ابعاد ۱۰۰*۷۰  افقی و یا عمودی طراحی شوند و در قالب jpg ۲۰۰ تا ۳۰۰dpi ارسال شوند. عکس های به کار رفته در آثار باید از نظر کیفیت در وضعیت مناسبی بوده، وضوح مناسب داشته و مخدوش نباشند. تکنیک به کار رفته آزاد است، اما کار نهایی باید به صورت دیجیتال عرضه شود.
۴. در نام گذاری فایل باید از شیوه زیر استفاده شود:
Name_Surname_۰۱.jpg
۵. فرم شرکت در نمایشگاه نیز باید در کنار آثار پر شده و ارسال شود. این فرم را به آدرس yakuposter@gmail.com ارسال کنید.  در قسمت موضوع ای-میل عبارت SUBMISSION POSTER را درج کنید. پس از دریافت اثر، هر طراح یک ای-میل رسید دریافت خواهد کرد.
۶. هر طراح باید یک عکس ۶*۸ سانتی متر ۳۰۰dpi در قالب jpg را به همراه نام کامل خود ارسال کنند.
۷. یک هیئت داوران بین المللی انتخاب آثار را بر عهده خواهند داشت. از میان آثار ارسال شده ۱۲۰ پوستر به نمایشگاه راه پیدا خواهند کرد و ۳ پوستر به عنوان آثار برگزیده معرفی خواهند شد.
۸. به تمامی شرکت کنندگان نمایشگاه، گواهی شرکت pdf  اعطاء خواهد شد. به نفرات برگزیده لوح شرکت در نمایشگاه به همراه کتاب مجموعه آثار به وسیله پست ارسال خواهد شد.
۹. برگزار کنندگان حق چاپ آثار ارسالی را با حفظ حقوق مولف برای کاتالوگ، نمایشگاه ها و تبلیغات مربوطه محفوظ می دارند.
۱۰. برگزار کنندگان پوستر هایی را که پیام های اهانت آمیز دارند از مجموعه آثار حذف خواهند کرد.
۱۱.    نمایشگاه در شهر لیما و از ۱ تا ۳۰ اکتبر ۲۰۱۰ در نشانی زیر بر پا خواهد بود:
¨Hall of RAUL PORRAS BARRENECHEA¨ in the ¨Centro Cultural Ricardo Palma¨ (Av. Larco ۷۷۰, Miraflores).
۱۲. آثار ارسالی از ۵ مارس تا ۴ ژوئن ۲۰۱۰ پذیرفته خواهند شد.
۱۳. لیست طراحان پذیرفته شده در تاریخ ۲۵ ژوئن ۲۰۱۰ منتشر خواهد شد.
۱۴. برای شرکت در نمایشگاه مبلغ ورودیه در نظر گرفته نشده است.
۱۵.  برای اطلاعات بیشتر با ای-میل زیر تماس بگیرید: yakuposter@gmail.com

هیئت داوران
سوزانا ماچیکائو(۵) – بولیوی
کارلوس زامورا(۶) – کوبا
آنتوان ابی عاد – لبنان
حسین عبدالمحمدزاده – ایران
ایرج میرزاعلیخانی – ایران
اونیش امین الهی – ایران
سرژیو الیووتی(۷) – ایتالیا
جان مور(۸) – ونزوئلا
ریتا ویدال چاواری(۹) – پرو
رافائل ویوانکو آلوارز(۱۰) – پرو

دانلود فرم شرکت


گفتگو با ابراهیم حقیقی

ارسال شده توسط: admin

برچسب های این مطلب: Untagged 

 

به عنوان شخصی که از بیرون نگاه می کنم همیشه برایم سوال بوده که نوع زندگی یک طراح گرافیک در سن شما و یک طراح گرافیک جوان چقدر مرزهای مشخصی دارند مثل موسیقی هایی که گوش می کنید، کتابهایی که می خوانید، فیلمهایی که می بینید و...
ببینید چیزهای شخصی هر آدمی  تا زمانی که اسم شخصی دارد فقط به درد خود آن آدم می خورد، اصلا مجبور نیست که قابل نگاه کردن دیگران یا با برنامه‌ریزی خاصی باشد، حتا برای یک همکار حرفه ای.ممکن است که یک نویسنده ای عادت داشته باشد که تمام روز را بخوابد و شب ها مدام قلم بزند، که نمونه هایش را در تاریخ بسیار داریم و یا نویسنده های منظمی که صبح زود بیدار می شوند می نشینند پای نوشتن شان و تا شب کار می کنند و بعد مثل بقیه ی آدم ها شب خواب هستند.به اعتقاد من، این ها هیچ کدام تفاوتی در تولید آثار آنها که به همه مربوط می شود ندارد،  آن بخشی از رفتار آنها مهم است که تولید آنها است و بقیه با آن سر و کار دارند، این که چگونه یک اثر تولید می شود برای کسانی که در این حرفه هستند مقوله ای است که ممکن است فقط جنبه‌ی آموزشی داشته باشد، اما مزیتی نیست.
 این بخش از رفتار آدمها اصلن افتخارآمیز نیست، بلکه باید دید آن تولیدی که انجام می شود چقدر ماندگار است.آن بخشی از امور یا زندگی شخصی یک نفر که زیاد کار کرده، تولیداتش در جامعه موجود است مردم هم با آن برخورد داشته اند، با آن زندگی کرده اند و جزو فرهنگ یک ملت واقع شده است.آموزش از آنها یا چگونگی اتفاق آنها، همان بخش مهمی است که تبدیل به بهتر کار کردن و بیشتر کار کردن و اثرگذارتر کار کردن می شود ، که در آن صورت می شود به جامعه ی بهتری فکر کرد ، به زندگی بهتری فکر کرد.
اساسا باید بدانم کجا می شود که من جوان در پیرامون خودم تاثیر مثبت بگذارم؟ اگر آن نسل پیشین مانند من برایش این تصور وجود دارد که تاثیر خوبی نگذاشتم، پس در بعضی موارد مرتکب خطا شده ام.دست کم باعث عبرت باشد که آن خطا را نکند.و گرنه تصور می کنم گونه ی سفر کردن یا چگونه و چه موقع خوابیدن و رفت و آمدها موضوعات شخصی است و  هیچ ارتباطی به هیچ کس ندارد.اگر بتوانید از داخل همه ی این مجموعه ی رفتارها، یک کنش یا منش واحدی بیابید که منجر به تولید یا بروز یا اتفاقی که به نفع همگان بوده آنجا حق را به شما می دهم.

دو نکته هست؛ نخست اینکه رفتارهای تاثیر گذاری که می تواند کمک کند و بخش دیگر همان سوال پیشین؟ پاسخ من را می دهید؟
من چند سالی است که عضو انجمن هستم و امروز در بیرون آدم مستقلی هستم که کسی نگاهم نمی کند که چگونگی رفتارم را نقد کند و یا درخواست هایی داشته باشد که ناگزیر به جوابگویی باشم.ممکن است تن بدهم به این چیزی که شما میخواهید، اما به طور کلی رفتارهای پوپولیستی شایع همچون نگاه کردن به آدم های مشهور مثل بازیگران، خواننده ها و فوتبالیست ها را هیچ وقت نه دوست داشتم و نه تعقیب کردم و نه درکی از آن دارم.این موضوع را در مورد کسی مثل الویس پریسلی که به شهرت بسیار می رسد و عبارت کینگ  به او داده می شود و یا شاهان دیگری که از لحاظ قدرتمندی و یا مال و منال بسیار شهرت های جهانی داشتند و دارند و زندگی های غریب می کنند می فهمم.اما من ارتباطی بین خودم و این آدمها نه حس می کنم و نه دوست دارم حس و یا قیاس کنم.این که حافظ برای مثال با همسایه اش چگونه بوده چه تاثیری دارد؟ یا روایتی که نسبت به مولانا و شمس در کتاب خاتون نوشته شده، مثل اینکه او با همسر یا دخترش چه کرده، اینکه در آن زمان زندانی می کرده و کتک هم می زده ممکن است که من را نسبت به یک پیشینه ی تاریخی اندیشه یا فرهنگ گذشته مان آگاه کند که فرهنگ مردسالاری همچنان حاکم بوده یا هست، اما تاثیری در بازمانده آثا مولانا مثل مثنوی یا غزلیات او نمی گذارد، من از این بازمانده ی بزرگ و آموزنده حیرت می کنم که یک انسان چگونه ممکن است  این همه ابیات زیبای تراش خورده ی صیقل یافته ی پراندیشه، از او سرریز شود؟ دو کتاب غزلیات و مثنوی آن قدر قوی و عظیم است که هر گوشه اش را که ورق می زنیم دریای شگرفی در آن خفته که خودش قطره ایست از یک دریای بزرگ فرهنگ این مملکت.
 شما یک جور فکر می کنید، من در این سن یک جور دیگر فکر می کنم؛ در آن صورت کسانی مثل مایکل جکسون یا سازنده فیلم آواتار که این فیلم هیچ تاثیر غریبی روی من نگذاشت و فقط حیرت زده ی تکنولوژی آن شدم، آدم های زودگذری هستند که می آیند و می روند. همچنان که حیرت زده ی تکنولوژی سخت افزارهای رایانه ای هستم که چگونه اینها با این امکانات یا حتا نرم افزارهایی که به شگفتی روز به روز دگرگون می شوند و بشر چه کارهای خارق العاده ای می تواند با آن بکند، با این وجود مهم نیستند.
 اما همچنان اندیشگی انسانها است که شگفتی دارد. این انواع زود گذر در حقیقت یک مکانیزم بده بستان در فرهنگ دارند ولی ربطی به تعالی فرهنگی نداشته و ندارند.
 برای مثال اینکه آیا یک خواننده توانست فرار کند و در یک کشور خارجی کنسرتش را برگزار کند؟ یا به قول خودش به آزادی رسیده برای من مهم نیست اما، آن مهم است که حالا که رفته چه اثری تولید می کند؟ اگر من از آن تولیدی که کرده به عنوان یک اثر موسیقایی لذت ببرم توانسته کاری کند.این ها هم که گفتم هیچ حکمی نیست، در واقع من اکنون دارم با شما با حرف زدن، نسبت خودم را با جهان معاصر و سؤالات شما تعیین می کنم  من نسبتم را با جهان تا زمانی که زنده هستم تعریف می کنم اما قطعا نه می توانم دگرگونش کنم و نه می توانم منکر حضورش در اشکال گوناگونش شوم. فقط می توانم بگویم که من می پسندم یا نمی پسندم.

این روزها چه کتابی می خوانید و آخرین کتابی که خواندید چه بوده؟
مثنوی را که در بالا اشاره کردم را هر ازگاهی تفأل وار می‌خوانم.اما در حال حاضر کتاب "گلسرخ با هر نام دیگر" اثر "اومبرتو اکو" را خواندم و چند کتاب نظریه های فیلسوفان معاصر مثل فوکو،  دریدا، لاکان و چند تایی که در یک سری  منتشر شده. می خواهم با این نوع نگرش فلسفه ی معاصر کمی آشنا شوم؛ فقط برای اینکه وقتی جایی یک چیزی را می خوانم اثر کامل تری از آن دریافت کنم و اینکه بتوانم درک بهتری داشته باشم.اما از خواندن رمان و قصه ی خوب همیشه بیشتر لذت می برم.در میان همه ی این خوانده ها، کتاب های "ژیژک"  فیلسوف معاصر را بیشتر می پسندم که حس می کنم تقریبا نزدیک است به آن چیزی که من فکر کرده بودم.

آخرین باری که "مشق های خط نخورده" را خواندید کی بود؟

آخرین غلط گیری که کردم.
چرا، یک قصه اش را دوباره خواندم، چون دلتنگ بودم  قصه آخر را.

روزی در بزرگداشتتان از کودکی، لاله زار و کاغذ های رنگی گفتید و از شاعرانگی ها. می خواهم بدانم آن شاعرانگی ها امروز چگونه در زندگی شما جریان دارد؟
از گذشته ها، در این کتاب که نام بردید همه را مرور کرده و نوشته‌ام.
فکر می‌کنم آدم ها در زندگی معاصر راحت تر هستند، اما آرامش کمتری دارند، شاید در گذشته هم شرایط به همین شکل بوده، نمیدانم.پر رنگ یا کم رنگ تر، اگر آسایش کمتری داشتند اما آرامش بیشتری وجود داشته.آدم ها در زندگی سه کار بیشتر نمی کنند: یا بازی می کنند یا خرید و فروش می کنند یا می جنگند.
 هیچ کاری جز اینها در زندگی انسان معاصر اتفاق نمی افتد.

با این دسته بندی که کردید آیا عاشق شدن جزو بازی است؟
عاشق شدن جزو بازی است، برای همین آن بخش بازی، شادمانه ترین رفتاری است که ممکن است انسان انجام دهد و رفتار با بازی در هنرمندان بیشتر یافت میشود.البته درگیر آن دو دیگر هم هستیم چون قطعا خرید و فروش هم می کنیم.آن هنرمندی که در اصل درگیر خرید و فروش و درگیر جنگ می شود، از هنرش عقب می افتد.مثل حاضران در حراج کریستی.
اگر جنگ های بزرگ نمی کنیم گه گاهی هم می کنیم مثل این چند ماه اخیر در داخل این مملکت
یا جنگ های کوچک رقابتهای نا به جا و...
ای کاش با شرافت می جنگیدیم
هنر تولیدی است که انسان مرتکب می شود.اما چه کسی هست که صلاحیت داشته باشد روی این تولید قیمت بگذارد؟ اصلا ارزش آن کجاست؟ ارزش را چه چیزی تعیین می کند؟ یک نظام جهانی برای تعیین این ارزش اتفاق افتاده که آن را به رقم و عدد تبدیل کردند.این عدد چیست؟
من ترجیح می دهم هنوز بازی کنم، در تمامی ایام، دلم می خواهد اگر نمایشگاه می گذارم برای فروشش نباشد،  البته برای تامین هزینه برای خلق دوباره ی اثر ناگزیرم که در چرخه‌ی قیمت‌گذاری وارد شوم، اما من نمایشگاه می گذارم که دیگران را در میهمانی  خودم شریک کنم که آن ها خوششان بیاید و با هم خوشحال باشیم.

تا الان پلی استیشن بازی کردید؟ یا روی کامپیوتر خودتان بازی نصب کرده اید؟ و آخرین بازی که که کردید چه بود؟
روی کامپیوتر که اصلا.اما راستش از دیدن این همه طراحی زیبا و اتفاقاتی که در آن می افتد  لذت می برم، اما از بازی هایی که کشتار می کنند بسیار متنفرم.همچنان که از فیلم های تارانتینو و الیور استون هم متنفرم.اینهایی که می خواهند جنگ را نفی کنند ولی با نمایش  جنگ و خون دارند پول درمی آورند.
آن اوایل که این دستگاههای بازی آمده بود مثل "کومودور"۱ از سر کنجکاوی کمی بازی می کردم، پلی استیشن هنوز نبود. من در سال ۶۳ در دوبی  با دوستی زندگی می کردم که او معتاد بازی شده بود.
 سراغ بازی هایی که هواپیماها، کشتی ها را روی دریا می زدند رفته بود.بعضی مواقع من با او همبازی می شدم که با رقابت امتیاز بگیریم.ولی وقتی من حوصله ام سر می رفت او خودش به تنهایی بازی می کرد و تنهایی برای خودش امتیاز ذخیره می کرد.من اما هیچ وقت امتیاز نمی آوردم و هیچ امتیازی را هم ذخیره نکرده ام.

سریال لاست را دیدید؟
 نه ندیدم چون شنیدم اگر بنشینی به پایش معتاد می شوی.من از اعتیاد خوشم نمی آید.

به نظر خودتان این زندگی مدرن امروز باعث شده نوانس ها از کارهای شما حذف شوند یا اینکه فکر میکنید الان استفاده از طیف رنگی در آثارتان خیلی زشت خواهد بود؟
 آن زمان ها اسپری های رنگی آمده بود که برای رنگ کردن اتومبیل بود، و نوع مرغوبش را لوازم مهندسی ها داشتند، و دوست داشتم با آن ابزار تجربه کنم.قبل از آن "فوت فوتک ها" بود که در دانشکده، بچه های دانشجو خلاقیت به خرج داده بودند و چوب کبریتی را درون خروجی آن می کردند و می‌شد یک ریز پاش حرفه ای و البته نفس زیادی می خواست.
بعد ها اسپری های حرفه ای در رنگ بندی های مختلف؛ مثلن قرمز ها و آبی ها و خاکستری‌های متنوع و بسیار زیبا آمد، و بعد هم که "ایربراش" پیدا شد.از تجربه کردن با ابزارهای نو همیشه لذت بردم.
خوشبختانه ایر براش مدی بود که زود از بین رفت و اینقدر شایع شد که به زشتی گرایید.
اما همچنان رو به حذف کردن و پاک کردن این گونه طیف ها هستم برای اینکه با تن پلات ها عشق ورزی بازیگوشانه‌ی بهتری می کنم.

پس استفاده از طیف های رنگی را بد نمیدانید؟
نه، اگر بتوانم همان قدر درست و موزون انجامش دهم شاید هم اتفاقات خوبی رقم بخورد.

تا الان پوستر کسی را کپی کردید؟
کپی نکردم تحت تاثیر ممیز و مثقالی برداشت هایی از دسن ها و رنگ گذاشتن های این دو کردم.مثلا همین کتاب"بارون" را که اخیرا تجدید چاپ شده، نوع رنگ آمیزی اش را از یکی از کتاب های فرشید، که فکر می کنم "پسرک چشم آبی"  بود برداشتم.دیدم چگونه رنگ می گذارد که برایم خیلی شگفت انگیز بود.چند آبی را کنار هم می گذاشت؛ کمی تمرین کردم و بعد "شاگال" را یافتم، دیدم احتمالا فرشید هم به"شاگال" نگاه کرده و دیدم چقدر غریب است.مثلا قهوه ای را کنار آبی می گذارد و فیروزه ای را کنار سورمه ای یا کنار بنفش.این کار را با جرات انجام می داد.
اما یک کپی که اسمش را شاید کپی نمی گویند انجام دادم که دقیقا تصویر را درست عکاسی کرده و گذاشتمش روی کتاب " ۵۳ نفر" بزرگ علوی.
این کتاب از جمله کتاب هایی بود که در سال ۵۶ که ساواک فضای انتشار کتاب را بازتر کرد، به همراه یک سری کتابهای سیاسی، منتشر شدند.درست سال هایی که انقلاب داشت آغاز می شد آنها فکر کرده بودند که اگر کمی فضای باز سیاسی قایل شوند همه چیز درست می شود.من در انتشارات امیرکبیر کار می کردم. انتشارات تصمیم گرفت که ۵۳ نفر علوی که ۳۰ سال توقیف بود را چاپ کند.
من آن سال در دوسالانه‌ی برنو کار داشتم و کاتالوگ برایم آمده بود. من کاتالوگ جشنواره را به انتشارات بردم. آقای رضا جعفری از بین یکی از آثار چاپ شده در کاتالوگ یکی را دید و گفت ببین چقدر خوب است. آن کار یک کلاهخود بزرگ است که در آن یک عده زندانی هستند، کار آلن لوکرنک بود و من آن زمان اصلا نمی شناختمش. من هم عینا آن را عکاسی کردم و روی کتاب علوی گذاشتم.
چند سال پیش با مجید عباسی و آلن لوکرنک در نمایشگاهی بودیم و مجید آن کتاب را به آلن نشان داده بود، لوکرنک این کتاب را دید و گفت چه جالب این کار من است، گفتم می دانی آن کارت را من کپی کرده ام و البته امیدوارم که ناراحت نشده باشی.
 گفت نه خیلی هم خوشحال شدم که کار من در ایران زودتر از خود من آمد.

زیاد اخم می کنید؟
می گویند.

انسان جدی هستید؟
دیگر نه.

از کی؟
بعد از جنگ. جنگ بسیاری تفکراتم را برای زندگی زیر سوال برد. تا مدتی در دوبی بودم. بعد که برگشتم، تهران خالی بود و غرق موشک باران. خیلی برایم عجیب بود. خانه ای گرفته بودم در دربند. جوی آب تجریش همیشه روان بود و در سکوت محض آرام راه خود را می رفت. تعریف زندگی برایم دگرگون شد. چون چند ماه قبل که در دوبی بودم و بسیار سخت گذشته بود، هیچ خبری از تهران نداشتم؛ مخصوصا از خانواده ام. مدام خبر موشک باران از اخبار تلویزیون پخش می شد.

در سال های بعد از انقلاب بارها در کیهان علیه شما مطالبی نوشتند و تا جایی هم که من میدانم شما آدم سیاست پیشه ای نیستید برایمان از این رخداد ها بگویید؟
میدانم که یک هم نام داشتم که مترجم بود و چند ماه پیش دوستی خبر درگذشت ابراهیم حقیقی را در روزنامه‌ی همشهری برایم فرستاد، که بالاخره او را یافتم، اما دیر. نمی‌دانم او آدم سیاسی بوده که رفتارش به نام من نوشته شده یا دلیل پرخاش‌های کیهان چیست؟
 باید گذر کرد. در گذشته حتا چاپ کتاب های خیام هم مشکل بود، اما الآن مجسمه اش را آزاد است که بسازند و هدیه بدهند به تاجیکستان و امثالهم. به هر حال تعریف ها عوض می شوند، تعریف هایی که از ذهنیت سیاسی برمی خیزد قطعا عوض می شوند.

کاری هست که دوست نداشته باشید به کسی نشان دهید؟
هر انسانی با تجربه و کارکردن پخته تر می شود. قطعا بسیاری از آثار آن موقع را من دلم نمی خواهد به عنوان کارنامه ام ارائه کنم، نقاط ضعف بسیاری دارد که الآن درک می کنم. اما به لحاظ تاریخی بدم نمی آید نشانش بدهم.

فکر نمی کنید در این سال ها آثارتان نسبت به گذشته افت محسوسی داشته اند؟
من فکر می کنم این به عادت شما مربوط است. چون با آثار قدیمی بزرگ شده ایم به آن‌ها عادت کرده ایم.
اما یک وجه دیگر زمان و  عبور تاریخ است که نوع ارزش گذاری ما را روی آن اثر دگرگون می کند.
من نسبت به این مطلبی که گفتید نظری نمی توانم داشته باشم، فقط می گویم که دیگری ست که باید این را به من بگوید. منتقد یا مخاطب باید این را تشخیص بدهد ولی چون منتقد نداریم، من باید از افکار عمومی این درک را پیدا کنم.

آخرین فیلمی که دیدید؟
نه دوست ندارم وارد این بازی شوم. هفته پیش هم از مجله ای زنگ زدند که اتفاقا خیلی هم دلخور شدند وقتی که گفتم من هیچ فیلم خوب ایرانی ندیدم. دروغ گفتم. می توانستم "درباره ی الی" را بگویم.

و چند سوال کوتاه


فرشید مثقالی

آرتیست و دوست خوب.

امراله فرهادی

دوست خوب.
مصطفی اسدالهی
دوست قدیمی.

ساعد مشکی
هنوز اون چیزی که قرار بود و می توانست باشد نشده.

مجید عباسی

با صداقت و سالم و رفیق.
رضا عابدینی
امیدوارم یک روز از این تنش هایی که درون ذهنش هست به آرامش برسد.

علی دایی
نمی شناسم

انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران
یکی از نهادهای مدنی که از آن به خاطر حرفه ام باید حمایت کنم تا سالم بماند و تداوم و عمر دراز داشته باشد.
هفته گرافیک سال  ۱۳۸۸
یک اتفاق معمولی.

علی حقیقی
دست راست من.
قباد شیوا
سکوت می کنم.

خط نگاره ها
از همان بازیگوشی هایی که همیشه دوست داشتم در حیطه ی گرافیک بکنم.

آی مک ۲
بسیار ابزار خوبی است.

سال ۸۸
سال دلتنگی.

سال ۸۹
امید به آینده.

سال ۲۰۱۲
همش ۲ سال دیگه؟

احمدی نژاد

رییس جمهور فعلی ایران که من به او رای ندادم و این حتما تعریف آزادی است.

اوژن ۳
بیشترین ذهنیتم را آینده‌ی او اشغال کرده است.

مجله الکترونیکی رنگ
در طول این سال ها فکر نمی کردم که به این زودی این قدر رشد کند.
اما اینکه پایگاه تقریبا سالم طراحان گرافیک شده برای من باعث خوشحالی است
چون دلم برای این حرفه می تپد می توانم بگویم که باعث رشد و تعالی است. به شرطی که از رفتارهای ژورنالیستی پرهیز کند.


سخنرانی مهدی سعیدی درروز تایپوگرافی ۲۰۱۰

ارسال شده توسط: admin

برچسب های این مطلب: Untagged 

 


تمرکز این سمینار بر محور تایپوگرافی و هویت است و از برنامه های جنبی این سمینارمی توان به برگزای ورکشاپ های تخصصی در زمینه های مختلف تایپوگرافی و خوشنویسی اشاره داشت.
مهدی سعیدی در این کنفرانس به برسی آثار مختلفی که در زمینه های مختلف تایپ، تایپوگرافی و خوشنویسی درایران انجام شده خواهد پرداخت .


نسخه جدید کورل دراو معرفی شد

ارسال شده توسط: admin

برچسب های این مطلب: Untagged 

نسخه جدید کورل دراو معرفی شد.

براساس اعلام مجله آنلاین ماهیانه کورل دراو نسخه جدید به امکانات تازه‌ای مجهز شده است. از جمله امکانات جدید این نسخه، تغییر کامل سیستم مدیریت رنگی کورل است که عمده برنامه تبلیغاتی این برنامه بر همین اصل است. 
از دیگر امکانات این ورژن، ساپورت کامل پسوندهای برنامه‌های گرافیکی دیگر مثل ادوبی ایلستریتور و فایل‌های ای پی اس است که حتی اگر این فایل‌ها با برنامه‌های اصلی خودشان هم فشرده‌سازی شده باشد، این نسخه جدید از کورل قابلیت ایمپورت این فایل‌ها را دارد.
از امکانات دیگر این ورژن می‌توان به آموزش ویدئویی همراه این برنامه و به روز شدن بسیاری از ابزارهای این برنامه اشاره کرد.

سیستم وبلاگ سایت ژوژمان راه اندازی شد

ارسال شده توسط: admin

برچسب های این مطلب: Untagged 

سیستم وبلاگ سایت ژوژمان با هدف به اشتراگ گذاشتن مطالب و افکار و ثبت رویدادهای هنری ایجاد شد.

ژوژمان سعی دارد وبلاگی بر اساس اصل هنر را پایه ریزی کند و منبعی باشد برای تمام هنرمندان و دانشجویان هنر تا بتوانند تجربیات و مطالب هنری خود را در اختیار تمام هنرمندان قرار دهند.

امید است در آینده ای نزدیک ژوژمان گام موثری برای بالابردن سطح بصری هنرمندان و دانشجویان عزیز بردارد .


 
فروشگاه محصولات ژوژمان فروشگاه محصولات ژوژمان | ارسال گزارش تصویری از ژوژمان ارسال گزارش تصویری از ژوژمان | ژوژمان های برگزار شده ژوژمان های برگزار شده | مطالب هنری مطالب هنری | نقشه سایت نقشه سایت | تبلیغات در ژوژمان تبلیغات در ژوژمان | قوانین سایت قوانین سایت | ارتباط با ژوژمان ارتباط با ژوژمان
حق استفاده تجاری از آثار موجود در بخش گالری سایت فقط با اجازه پدیدآورنده اثر امکان پذیر است.
© کلیه حقوق مادی و معنوی برای سایت ژوژمان محفوظ است. 1386 - 1389. نسخه 4.0.5
.
آثار شما پس از تائيد ، در سايت به نمابش گذاشته خواهد شد ، لطفا از ارسال مجدد اثر خودداري كنيد .
گرافيك | گرافيك رايانه اي | عكاسي | نقاشي | مجسمه سازي | تصوير سازي | کارتون و کمیک | خوشنويسي | طراحي پارچه و لباس | انیمیشن | دیوار نوشته های ژوژمان | وبلاگ | |