نقد شده در تاریخ پنجشنبه, 19 فروردين 1389
درود
انتخاب (آگاهانه يا ناآگاهانه) حركت قطري در غالب آثار شما بسيار قابل تحسين است،همچنين در چنين فضاهايي كه به دليل تعدد سوژه ها انتخاب نماي چشم نواز بسيار مشكل است چرا كه ممكن است عكاس به قول معروف سوژه زده شود.
معمولا در آغاز و پيش از ورود به مكان عكاسي،عكاس رويكرد خود را به سوژه و در قبال فضا انتخاب مي كند.براي انتخاب رويكرد بهتر است با ژانر هاي عكاسي بيشتر آشنا شويد كه مي توانيد آن ها را در سايت هاي عكاسي به ويژه سايت photodom.com بيابيد.
عكس هايي كه معمولا از ساير آثار هنري گرفته مي شوند به جز در مواردي كه مفهوم اثر را تغيير مي دهند و با سوژه مقصود صاحب آن اثر بازي مي كنند باقي از انجا كه بازگو كننده همان مفهوم مورد هدف مولف را ارائه مي كنند بيشتر در ژانر فتوژورناليسم جاي مي گيرند كه در اين ژانر به نظر مي رسد مرز نگاه هنري (دربردارنده تئوري هنري كه بر مبناي آشنايي زدايي ست)و نگاه رسانه اي(دربردارنده تئوري رسانه اي كه بر مبناي آشنايي سازيست) بسيار به هم نزديك مي شود و عكاس اين ژانر بايد بسيار با تجربه باشد كه بتواند عكسي با نگاهي آرتيستيك و در عين حال ژورناليستي بگيرد.
در مجموع كار شما يا مجموعه عكس شما از دست ساخته هاي ماسه اي از نظر تركيب بندي مشكلي ندارد و اصولي ارائه شده از نظر نور پردازي هم من اين كار را نسبت به باقي كار ها ترجيح مي دهم.فكر مي كنم اين كار همچنين به خاطر انتخاب جالب اين پز (شكل و ژست) از ميان ساير نماهاي معرف ديگري كه مي شد بست بياني هنري تر دارد.عكس وجوديت نيز بياني كاملا كانسپچوال يافته،خلوتي فضاي پيرامون و قرار گرفتن سوژه در وسط به كار كمك كرده و نوع نورپردازي و بافت،اثر راه به سمت اكپرسيونيسم نزديك تر كرده است.
با همه اين تفاصيل از اين مجموعه شما فكر مي كنم تنها كار وجوديت كاري قابل ارائه و داراي نگاهي مدرن در ژانر فتوژورناليسم مي دانم.
كار قطره (سرخوش)بسيار ضعيف است اين را حتما خود شما هم مي دانستيد.اما فكر كنم تحت تاثير لحظه كشف آن موقعيت قرار داشته ايد و مي خواستيد ارائه كنيد.
مجموعه پيچك ها كادر هاي نامانوسي دارند،بعضي بسيار باريك هستند گويا صاحب اثر اصرار بر تصحيح كادر داشته است.كه خب اين كادر ها معمولا درفضاي عكاسي كنوني چندان قابل قبول نيست.
همچنين اين مجموعه از نظر نور پردازي و حتي فوكوسينگ داراي ايرادات فراوان است.سعي كنيد در عكاسي فضاهاي سنگين جلوي كادر به دليل آنكه بخش اعظم نگاه مخاطب را به خود اختصاصي مي دهند در فوكوس قرار گيرند.اگر دوربين SLR داريد از قابليت ديافراگم براي كمك به فوكوس استفاده كنيد،هر چند براي عكاسي از چنين سوژه هاي كوچكي عرف ما را به سمت ماكروگرافي سوق مي دهد اما اگر به دنبال خلق فضايي آبستره(انتزاعي)هستيم بايد توجه داشته باشيم كه هويت سوژه را تغيير دهيم.و اين كار در مجموعه پيچك ها مثلا از طريق مملو شدن كادر از پيچك ها و يا نماها و تمهيدات ديگر بسته به محيط و سوژه امكان پذير است.
اين مجموعه بيشتر در حد يك سياه مشق است و چندان جالب توجه نيست.
در صفحه دوم شما چند اثر جالب توجه وجود دارد كه اول از همه آنچه مهم تر جلوه مي كند سياه و سفيد بودن كارهاست.همي كه مرعوب رنگ صحنه نشده ايد بسيار عاليست.
البته اگر كارها رنگي بوده اند و بعدا با نرم افزار سياه و سفيد شده اند پيشنهاد مي كنم براي آغاز عكاسي،با سياه و سفيد شروع كنيد چرا كه عكسي كه در صحنه سياه و سفيد گرفته مي شود تمام زيبايي خود را مديون فرم و تركيب بندي و فضا سازي ست،چرا كه رنگ اولا شما را در گول مي زند و سبب مي شود كه نگاه مثبت تري به كار داشته باشيد اما در عكاسي سياه و سفيد تمام توجه شما به فرم و تركيب بندي ست و ثانيا مبحث رنگ در عكاسي مبحثي است بسيار گسترده و علاوه بر آنكه نيازمند مطالعه است بايد در آغاز تجربه اندوزي در عكاسي بعد از فرم و تركيب بندي قرار گيرد تا كيفيت آن دو عنصر مهم را دستخوش تغيير قرار ندهد.
از صفحه دوم كه البته گويا برخي كارهاي چاپ دست هستند:
رديف اول كارهاي اول و دوم سمت راست به ويژه كار اول كه به جرأت كار خوبي ست هم از نظر تكنيكي و هم از نظر مفهومي قابل ارائه است.
رديف دوم عكس اول سمت چپ.تنها از نظر فرم و انتزاع كار خوبي است و الا فوكوسينگ مشخص ندارد و نورپردازي كاملا بي معني ست هر چند شبيه كارهاي فتوگرام است.
رديف سوم عكس اول سمت چپ،هارموني درخت و گره،وضوح آگاهانه روي گره قابل تحسين است،
عكس وسط كار فوق العاده اي ميشد اما الان حيف شده است.با اين نور آندر.
رديف چهارم عكس هاي اول و دوم سمت راست.عكس وسط را خيلي دوست دارم كاري بسيار خوبيست،هارموني حاصل از موزائيك هاي سياه و پايين تنه افراد بسيار كار چشم نواز و هنرمندانه ايست كه با تنوع فرم حالت اي پا همراه شده،در ژانر خلاقه يا ابستره به خاطر ضدنور شدن پاها مي تواند قرار گيرد.
نقد اثر
درود
انتخاب (آگاهانه يا ناآگاهانه) حركت قطري در غالب آثار شما بسيار قابل تحسين است،همچنين در چنين فضاهايي كه به دليل تعدد سوژه ها انتخاب نماي چشم نواز بسيار مشكل است چرا كه ممكن است عكاس به قول معروف سوژه زده شود.
معمولا در آغاز و پيش از ورود به مكان عكاسي،عكاس رويكرد خود را به سوژه و در قبال فضا انتخاب مي كند.براي انتخاب رويكرد بهتر است با ژانر هاي عكاسي بيشتر آشنا شويد كه مي توانيد آن ها را در سايت هاي عكاسي به ويژه سايت photodom.com بيابيد.
عكس هايي كه معمولا از ساير آثار هنري گرفته مي شوند به جز در مواردي كه مفهوم اثر را تغيير مي دهند و با سوژه مقصود صاحب آن اثر بازي مي كنند باقي از انجا كه بازگو كننده همان مفهوم مورد هدف مولف را ارائه مي كنند بيشتر در ژانر فتوژورناليسم جاي مي گيرند كه در اين ژانر به نظر مي رسد مرز نگاه هنري (دربردارنده تئوري هنري كه بر مبناي آشنايي زدايي ست)و نگاه رسانه اي(دربردارنده تئوري رسانه اي كه بر مبناي آشنايي سازيست) بسيار به هم نزديك مي شود و عكاس اين ژانر بايد بسيار با تجربه باشد كه بتواند عكسي با نگاهي آرتيستيك و در عين حال ژورناليستي بگيرد.
در مجموع كار شما يا مجموعه عكس شما از دست ساخته هاي ماسه اي از نظر تركيب بندي مشكلي ندارد و اصولي ارائه شده از نظر نور پردازي هم من اين كار را نسبت به باقي كار ها ترجيح مي دهم.فكر مي كنم اين كار همچنين به خاطر انتخاب جالب اين پز (شكل و ژست) از ميان ساير نماهاي معرف ديگري كه مي شد بست بياني هنري تر دارد.عكس وجوديت نيز بياني كاملا كانسپچوال يافته،خلوتي فضاي پيرامون و قرار گرفتن سوژه در وسط به كار كمك كرده و نوع نورپردازي و بافت،اثر راه به سمت اكپرسيونيسم نزديك تر كرده است.
با همه اين تفاصيل از اين مجموعه شما فكر مي كنم تنها كار وجوديت كاري قابل ارائه و داراي نگاهي مدرن در ژانر فتوژورناليسم مي دانم.
كار قطره (سرخوش)بسيار ضعيف است اين را حتما خود شما هم مي دانستيد.اما فكر كنم تحت تاثير لحظه كشف آن موقعيت قرار داشته ايد و مي خواستيد ارائه كنيد.
مجموعه پيچك ها كادر هاي نامانوسي دارند،بعضي بسيار باريك هستند گويا صاحب اثر اصرار بر تصحيح كادر داشته است.كه خب اين كادر ها معمولا درفضاي عكاسي كنوني چندان قابل قبول نيست.
همچنين اين مجموعه از نظر نور پردازي و حتي فوكوسينگ داراي ايرادات فراوان است.سعي كنيد در عكاسي فضاهاي سنگين جلوي كادر به دليل آنكه بخش اعظم نگاه مخاطب را به خود اختصاصي مي دهند در فوكوس قرار گيرند.اگر دوربين SLR داريد از قابليت ديافراگم براي كمك به فوكوس استفاده كنيد،هر چند براي عكاسي از چنين سوژه هاي كوچكي عرف ما را به سمت ماكروگرافي سوق مي دهد اما اگر به دنبال خلق فضايي آبستره(انتزاعي)هستيم بايد توجه داشته باشيم كه هويت سوژه را تغيير دهيم.و اين كار در مجموعه پيچك ها مثلا از طريق مملو شدن كادر از پيچك ها و يا نماها و تمهيدات ديگر بسته به محيط و سوژه امكان پذير است.
اين مجموعه بيشتر در حد يك سياه مشق است و چندان جالب توجه نيست.
در صفحه دوم شما چند اثر جالب توجه وجود دارد كه اول از همه آنچه مهم تر جلوه مي كند سياه و سفيد بودن كارهاست.همي كه مرعوب رنگ صحنه نشده ايد بسيار عاليست.
البته اگر كارها رنگي بوده اند و بعدا با نرم افزار سياه و سفيد شده اند پيشنهاد مي كنم براي آغاز عكاسي،با سياه و سفيد شروع كنيد چرا كه عكسي كه در صحنه سياه و سفيد گرفته مي شود تمام زيبايي خود را مديون فرم و تركيب بندي و فضا سازي ست،چرا كه رنگ اولا شما را در گول مي زند و سبب مي شود كه نگاه مثبت تري به كار داشته باشيد اما در عكاسي سياه و سفيد تمام توجه شما به فرم و تركيب بندي ست و ثانيا مبحث رنگ در عكاسي مبحثي است بسيار گسترده و علاوه بر آنكه نيازمند مطالعه است بايد در آغاز تجربه اندوزي در عكاسي بعد از فرم و تركيب بندي قرار گيرد تا كيفيت آن دو عنصر مهم را دستخوش تغيير قرار ندهد.
از صفحه دوم كه البته گويا برخي كارهاي چاپ دست هستند:
رديف اول كارهاي اول و دوم سمت راست به ويژه كار اول كه به جرأت كار خوبي ست هم از نظر تكنيكي و هم از نظر مفهومي قابل ارائه است.
رديف دوم عكس اول سمت چپ.تنها از نظر فرم و انتزاع كار خوبي است و الا فوكوسينگ مشخص ندارد و نورپردازي كاملا بي معني ست هر چند شبيه كارهاي فتوگرام است.
رديف سوم عكس اول سمت چپ،هارموني درخت و گره،وضوح آگاهانه روي گره قابل تحسين است،
عكس وسط كار فوق العاده اي ميشد اما الان حيف شده است.با اين نور آندر.
رديف چهارم عكس هاي اول و دوم سمت راست.عكس وسط را خيلي دوست دارم كاري بسيار خوبيست،هارموني حاصل از موزائيك هاي سياه و پايين تنه افراد بسيار كار چشم نواز و هنرمندانه ايست كه با تنوع فرم حالت اي پا همراه شده،در ژانر خلاقه يا ابستره به خاطر ضدنور شدن پاها مي تواند قرار گيرد.
درود بي كران.
بسیار زیباست
kare jalebiye...albate ja dasht ke kadre behtari mibasti