نقد شده در تاریخ چهارشنبه, 05 اسفند 1388
in kar be nazare man az nazare rangbandi moshkel dare va behtare aval beri rooye zehne basarit kar koni chon ke kheyli zaife
نقد شده در تاریخ شنبه, 08 اسفند 1388
تنها آگاه مطلق اوست
البته همیشه توی کارهای اول این مسائل پیش میان و نقطه ضعف هایی وجود دارند که به راحتی میشه اونها رو برطرف کرد.
.............
ولی با کمال احترام نسبت به آقای کلهر که قبلا نظر دادن و نظرشون کاملا محترم است. باید بگم که در تمام کتابهایی که خوندم و مطالعات متفرقه لغتی تحت عنوان «ذهن بصری» رو به یاد ندارم که اگه ایشون بتونن کمی بیشتر در این مورد توضیح بدن حتما استفاده خواهم کرد.
............
اما غالب موارد به این شکل است که اگر در طی تمرینات طراحی، عکاسی، تصویرسازی و ... مطالعات مرتبط(شامل مطالعات بصری و خواندن کتاب) صورت بگیره؛ همزمان با پیشرفت در تکنیک به لحاظ ایده، فضاسازی، داستان پردازی، کاربرد رنگ و ... پیشرفت های همسویی حاصل میشه.
............
ولی اینکه اول فلان چیز، بعد اون یکی، بعد ... نه تنها کمکی نمیکنه بلکه شما رو از مسیر منحرف میکنه.
.............
به نظرم اگر بدور از هراس اینکه آیا این کار در پایان خوب خواهد شد یا نه؟، به کار کردن ادامه بدهید نتیجه مطلوب تری خواهید گرفت.
فکر میکنم این جمله از «ژاک دومنیک انگر» هست که میگه: در طی انجام مراحل طراحی فقط روی اثر تمرکز میکنم و اینکه آیا کار خوبی از آب در خواهد آمد یا نه را به بعد از اتمام آن وا می گذارم.
............
پیشنها- میکنم در انتخاب رنگ ها متأثر از فضای داستان باشید و رنگ ها را بر اساس احساستان نسبت به موضوع به کار ببرید. علت اینکه این اثر رنگ بندی مطلوبی پیدا نکرده بیشتر به خاطر حسابگری های بیش از حد و کمی ضعف در اجرای تکنیک + کوچک بودن ابعاد (احتمالا) و نداشتن اتود رنگی پیش از اجرای اثر است.
............
یه نکته ی معجزه آسای در ارتباط کار با رنگ وجود داره و اون اینه که باید سعی کرد رنگ ها را در غالب فرم ریخت. یعنی رنگ هر فرم را متناسب با بیان رنگی آن به کار بست.
امیدوارم استفاده کرده باشید.
بازدیدکنندگان معمولی و میهمانان اجازه ارسال توضیحات را ندارند. لطفا ثبتنام نمایید!
نقد اثر
in kar be nazare man az nazare rangbandi moshkel dare va behtare aval beri rooye zehne basarit kar koni chon ke kheyli zaife
تنها آگاه مطلق اوست
البته همیشه توی کارهای اول این مسائل پیش میان و نقطه ضعف هایی وجود دارند که به راحتی میشه اونها رو برطرف کرد.
.............
ولی با کمال احترام نسبت به آقای کلهر که قبلا نظر دادن و نظرشون کاملا محترم است. باید بگم که در تمام کتابهایی که خوندم و مطالعات متفرقه لغتی تحت عنوان «ذهن بصری» رو به یاد ندارم که اگه ایشون بتونن کمی بیشتر در این مورد توضیح بدن حتما استفاده خواهم کرد.
............
اما غالب موارد به این شکل است که اگر در طی تمرینات طراحی، عکاسی، تصویرسازی و ... مطالعات مرتبط(شامل مطالعات بصری و خواندن کتاب) صورت بگیره؛ همزمان با پیشرفت در تکنیک به لحاظ ایده، فضاسازی، داستان پردازی، کاربرد رنگ و ... پیشرفت های همسویی حاصل میشه.
............
ولی اینکه اول فلان چیز، بعد اون یکی، بعد ... نه تنها کمکی نمیکنه بلکه شما رو از مسیر منحرف میکنه.
.............
به نظرم اگر بدور از هراس اینکه آیا این کار در پایان خوب خواهد شد یا نه؟، به کار کردن ادامه بدهید نتیجه مطلوب تری خواهید گرفت.
فکر میکنم این جمله از «ژاک دومنیک انگر» هست که میگه: در طی انجام مراحل طراحی فقط روی اثر تمرکز میکنم و اینکه آیا کار خوبی از آب در خواهد آمد یا نه را به بعد از اتمام آن وا می گذارم.
............
پیشنها- میکنم در انتخاب رنگ ها متأثر از فضای داستان باشید و رنگ ها را بر اساس احساستان نسبت به موضوع به کار ببرید. علت اینکه این اثر رنگ بندی مطلوبی پیدا نکرده بیشتر به خاطر حسابگری های بیش از حد و کمی ضعف در اجرای تکنیک + کوچک بودن ابعاد (احتمالا) و نداشتن اتود رنگی پیش از اجرای اثر است.
............
یه نکته ی معجزه آسای در ارتباط کار با رنگ وجود داره و اون اینه که باید سعی کرد رنگ ها را در غالب فرم ریخت. یعنی رنگ هر فرم را متناسب با بیان رنگی آن به کار بست.
امیدوارم استفاده کرده باشید.