|
ژانویه 06
1389
|
|
سوررئاليسم:
سوررئاليسم که در جنبش دادا و گروه ادبي شاعران و نويسندگان جوان فرانسوي ريشه داشت در سال 1924 در جستجوي " واقعيتي ماوراي دنياي واقعي " –دنياي شهود ، رويا و قلمرو ناخودآگاه که فرويد کشف کرده بود – شکوفا گرديد . آپولينر در مروري بر يک نمايشنامه در سال 1917 عبارت " درام سوررئال " را به کار برد . آندره برتون شاعر (1896-1966) بنيانگذار سوررئاليسم اين واژه را با روياهاي سحرآميز ، رازهاي ضمير ناخودآگاه و شوق به عصيانگري القا مي کرد و در نوشته اي موسوم به بيانيه سوررئاليسم در سال 1924 چنين نوشت . سوررئاليسم ، اسم ، مذکر . خود کاري ناب روحي که ار آن طريق عملکرد راستين انديشه ، به صورت شفاهي يا نوشتاري ؛ بيان مي شود . تحميل انديشه فارغ از هر گونه کنترل عقل يا ملاحظات زيبا شناختي يا دل مشغولي هاي اخلاقي .
تريستان تزارا براي پيوستن به برتن و لويي آراگون (ت 1897) و پل الوار (1895-1952) از زوريخ به پاريس رفت . او گروه را بسوي طغيان و سرکشي سوق داد . اين شاعران جوان به منطق گرايي و ميثاق هاي رسمي که بر فعاليتهاي خلاق پس از جنگ در پاريس مسلط بود معترض بودند . آنان در پي حقايق تازه بودند تا "زبان روح " را آشکار سازند . سوررئاليسم (به زبان فرانسه فرا واقعيت) سبک يا مبحثي از زيبا شناختي نبود ، بلکه بيشتر طريقه انديشيدن ، دريافتن ، احساس کردن و طرز زندگي کردن بود . جايي که دادا منفي و مخرب و دائما نمايشي بود ، سوررئاليسم به انسان و روح او ايمان شاعرانه اي ابراز مي کرد . در اين شيوه انسانيت مي توانست از قيد قراردادهاي اخلاقي و اجتماعي آزاد گردد . شهود و احساس مي توانست رها باشد . نويسندگان به تجربه ورزي با نوشتن از طريق سيلان ذهن يا خودکاري ، بي پروا به دنبال حقيقت بودند .
تاثير شاعران و نويسندگان سوررئاليسم به محافل ادبي و روشنفکري فرانسه محدود شد . اما سوررئاليسم از طريق نقاشان بر جامعه و پيامهاي بصري اثر نهاد . با آنکه اغلب تصاوير سوررئاليستي به حدي شخصي بود که ايجاد ارتباط با آن ناممکن مي نمود آثاري نيز خلق شد که احساس ، نمادها يا تخيل ان موجد واکنشي جمعي و عمومي خيل عظيمي از مردم شد . برتون و دوستان او درباره امکان نقاشي سوررئال تعمق کرده بودند . آنان به کار جورجو دکيريکو (1888-1978) پي بردند و او را اولين نقاش سوررئاليست ناميدند . دکيريکو چشم انداز قصرهاي خالي و جن زده عصر رنسانس ايتاليا و ميدانهايي که به طور عميقي حسي ماليخوليايي داشت ، نقاشي مي کرد.
عمارتهاي خالي و سايه هاي تند و پرسپکتيوهاي تک نقطه اي عميق و تصاوير اسرار آميز به منظور رساندن احساساتي که از تجربه معمولي بسي دور بود ، با هم ترکيب مي شد .
در بين بسياري از هنرمنداني که به جنبش سوررئاليسم پيوستند برخي با اثرات عمده بر عکاسي و تصوير سازي در ارتباطات بصري موثر بودند . ماکس ارنست (1891-1965) دادائيست خستگي ناپذير آلماني به جنبش سوررئاليسم پيوست و روش هايي ابداع کرد که در پيام هاي گرافيکي به کار گرفته شد . وي مجذوب حکاکيهاي چوبي کتابهاي داستان و کاتالوگ هاي قرن نوزدهم بود و آنها را با استفاده از کلاژ براي خلق تصاوير غير معمول بازسازي مي کرد .
روش طرح فروتاژ او (نقش برداري ساييدني) با استفاده از کپي برداري سايشي يا انگ برداري به طور مستقيم بر روي کاغذ بود . وقتي ارنست به نقش برداري هاي خود مي نگريست تخيل او تصاويري در آنها مي ديد ، همچون کسي که در ترکيب ابرها تصاويري را پيدا مي کند . سپس اين نقش برداري ها را با طراحي کردن به تصاويري شگفت انگيز مبدل مي ساخت . روش انتقال تصوير (عکس برگردان ) از مطبوعات به يک طراحي يا نقاشي ، وي را در ملحق کردن تصاوير گوناگون با شيوه هايي نامنتظره در کارش توانا ساخت . اين روش به طور وسيعي در مصور سازي ، نقاشي و چاپنقش سازي استفاده شده است .
نقاشان سوررئاليست پيکرنما را طبيعت گرايان خيالي ناميده اند . در کار آنان فضا ، رنگ ، عمق نمايي و پيکرها با طبيعت گرايي دقيقي ارائه شده اند اما تصوير آنها صحنه اي تخيلي و رويايي غيرواقعي است . رنه ماگريت (1898-1967) سوررئاليست بلژيکي اندازه ها را به طرزي مبهم و تکان دهنده تغيير داد ، قوانين نور و جاذبه را ناديده گرفت ،همجواريهاي غير منتظره آفريد و بين توهم و واقعيت ، حقيقت و افسانه گفت و شنودي شاعرانه ايجاد کرد. اثار متعدد او الهام بخش پيام هاي بصري بيشماري گرديد.
سالوادور دالي (1904-1989) نقاش مبالغه گر اسپانيايي از دو راه بر طراحي گرافيک اثر گذاشت . عمق نمايي هاي وي الهام بخش تلاش هايي در جهت ژرفا بخشيدن به صفحه تخت چاپي شد و شيوه طبيعت گرايي او در ادغام چند نما در يک تصوير اغلب سر مشق طراحان پوستر و تصاوير مطبوعاتي قرار گرفت.
گروه ديگري از نقاشان سوررئاليست نمادين با واژگان بصري ناب کار مي کردند . در کارهاي خوان ميرو (1893-1983) و ژان آرپ خود انگيختگي بصري (سيلان ذهن شهودي طراحي و خوشنويسي ) براي بيان خود به خود حيات دروني به کار رفت ميرو طي يک مرحله دگرديسي ، نقشمايه هاي خود را به طور حسي به اشکال رمزي و اندام وار تبديل ساخت.
آرپ از همان اوايل سال 1916 هماهنگيهاي اتفاقي و بدون برنامه را در کارهايي چون "تنظيم مربع ها به طور اتفاقي" آزمود . اشکال عناصري اندام وار و ترکيب بندي آزاد اين دو هنرمند بويژه طي دهه 1950 در طراحي به کار رفته است .
تاثير سوررئاليسم بر طراحي گرافيک مختلف بوده است . سوررئاليسم نمونه شاعرانه اي از رهايي روح انسان فراهم ساخت و مبدع روشهاي جديدي شد و نشان داد که چگونه فانتزي و شهود به زبان بصري بيان مي گردد . متاسفانه از انگاره ها و تصاوير سوررئاليستي اغلب در رسانه هاي گروهي سو استفاده شده و آنها را کم اهميت جلوه دادند .





